تبليغاتX
آنسوي احساسات من...

کجاست آنکه خرابم کند به بیماری               سرش سلامت و خوش باد و خانه اش آباد

+ نوشته شده در جمعه هفدهم خرداد 1387ساعت 12:2 توسط سمانه دنيايي |

آدم وقتی عاشق کسی میشه سعی میکنه تو چشماش نگاه نکنه چون ممکن چشماش لوش بدن

+ نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387ساعت 14:8 توسط سمانه دنيايي |

اگه یه روزی حس کردی نبودن یکی بهتر از بودنشه

چشمات و ببند و به نبودنش فکر کن اگه چشمات خیس شد بدون داری به خودت دروغ میگی

+ نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387ساعت 13:54 توسط سمانه دنيايي |

به شونه هام تکیه بکن

منم یه شاخه ی ترم

سایه ی باد بی نشون

گذشته از روی سرم

به دست من بوسه بزن

 که خالی از نوازشه

چشمای بی فروغ من

 غرق نیاز و خواهشه

به خنده هام نگاه نکن

گذشته آب از سر من

داره برام قصه میگه

مادر غم مادر غم

صدای گریه های من

گم میشه تو خواب صدا

یه بار به قلب من بیا

به خانه ی دلم بیا

+ نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387ساعت 13:50 توسط سمانه دنيايي |

ما زیاران چشم یاری داشتیم

خود غلط بود آنچه می پنداشتیم

+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387ساعت 20:36 توسط سمانه دنيايي |

نفرین به دست سرنوشت               

قسمت من رو بد نوشت

نفرین به اون آتشی که

افتاده توی این بهشت

+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387ساعت 20:24 توسط سمانه دنيايي |

هر كس رويايي در سر دارد و چه اندكند عاشقاني كه به دنبال تحقق رويا هايشان مي كوشند تا به آن دست يابند . وچه بسيار اند كساني كه به دنبال رويايشان از كوچه پس كوچه هاي اميد مي گذرند و تا چند قدمي آن از تلاش باز مي ايستند . و روي سخن با آن جماعتي است كه از تلاش باز مي ايستند و تا زنده اند در آرزوي تحقق روياي خويش مي سوزند و با اين انديشه زندگي را سر مي كنند كه اگر كمي بيشتر پيش مي رفتند ، اگر نا اميدي به دل راه نمي دادند و اگر از تلاش باز نمي ايستادند رويايشان تحقق مي يافت .

تقديم به آقاي محمد

+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم خرداد 1387ساعت 17:31 توسط سمانه دنيايي |

عاشقی نه دل نه دین می بایدش

من چنینم چون چنین می بایدش

+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم خرداد 1387ساعت 15:5 توسط سمانه دنيايي |

سرنوشت ننوشت گر نوشت بد نوشت که سرنوست را نتوان از سرنوشت

+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم خرداد 1387ساعت 11:2 توسط سمانه دنيايي |

آی آدمها نامردیتان بی شرمیست

 نامردیتان مثل سگ ولگردیست

 که از هاری خود بیزار است

 دست در دست طبیعت میرامد

اما هنوز بیمار است

+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم خرداد 1387ساعت 11:0 توسط سمانه دنيايي |